حرف‌های زیرزمینی

نوامبر 10, 2009

البته نه در ظاهر!

من اگه جای جای سیاوش بودم، فقط و فقط؛ هر روز و هر روز آهنگای خودمو گوش می کردم و هیچ کسی دیگه رو هم قبول نداشتم!

نوامبر 7, 2009

نقابمو پاره کنم…

دسته: minimals — وحیده @ 20:43

من آن زلال پرستم در آبگرد ِ زمان

که به فکر ِ صافی ِ آبی چنین لجن بودم!

نوامبر 2, 2009

دسته: minimals — وحیده @ 22:11

به دعای خودم اعتمادی ندارم..

اما به خدای خودم خیلی!

اکتبر 30, 2009

گوشت رو بیار جلو..

دسته: minimals — وحیده @ 14:33

این “خوبی؟” گفتن های تو، هوش از سر ِ من می پرونه!

می دونستی؟

اکتبر 20, 2009

یا هیچ کدوم؟

دسته: minimals — وحیده @ 23:44

نمی دونم وقتی با تو هستم بیشتر خودمم یا وقتی بی تو هستم؟

اکتبر 17, 2009

بی نظیر!

دسته: minimals — وحیده @ 22:28
Tags:

آقا رخمان!

کرم وقتی از پیله درمیاد و پرواز میکنه دیگه اسمش کرم نیست! اسمش پروانه ست..!

_________

بخشی از دیالوگ ِ آمنه(ژولیت سابق) در جواب ِ رحمان که اونو با طعنه ژولیت صدا کرد در فیلم ِ “کتاب قانون” که دیدنش بسیار توصیه میشه :)

اکتبر 12, 2009

اِند ِ نامردی..

دسته: minimals — وحیده @ 23:36

فاجعه ترین اتفاقات روز ِ* کشورمون رو  سوژه خنده می کنیم و کلی سرگرمیم!

پ.ن. * کهریزک و ماجراهاش

اکتبر 11, 2009

اِند ِ خلاقیت!

دسته: minimals — وحیده @ 09:06
Tags:

اکتبر 7, 2009

اِند ِ صمیمیت!

دسته: minimals — وحیده @ 09:59

خدا تو قرآن می فرماد..!

اکتبر 5, 2009

:)

دسته: minimals — وحیده @ 23:04

من نمی بخشم اگه ,

جای پات بی جای پام ,

روی جایی حک بشه!

کجاها رفته بودی؟

هیچ کجا…

“حسین پناهی”

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام.